voorojak

delkhahi vase harki ba har salighei

 
نویسنده : nela - ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٦
 

 حکایت عشق حکایت جالبی است فراموشدگان هیچگاه فراموش کنندگان

را فراموش نخواهند کرد .

 

* تو ای معنای انتظار یک لحظه بایست ، دیوانه شدن به خاطرت کافی نیست،

لطف کن یک لحظه بایست و فقط یک جمله بگو :

" تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست ؟! "

 

* بازی روزگار را ببین تو چشم میزاری و من قایم میشم، تو یکی دیگه رو پیدا

می کنی و من برای همیشه گم می شم .

 

* غربت را نباید در الفبای شهر جستجو کرد همین که عزیزت نگاهش را به دیگری

فروخت تو غریبی .

 

* رفتی و ندیدی که چه محشر کردم، با اشک تمام کوچه ها رو تر کردم،دیشب که

سکوت خانه دلگیرم کرد، وابستگی را به تو باور کردم .

 

*نبودن تو حتی تا ابد ندیدن تو هرگز بهانه ای نمی شود برای از یاد بردن تو 


 
 
 
نویسنده : nela - ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٦
 

inam chandta az rasmaeye rozegar==

 

جداییمان هیچ کدام از تشریفاتِ آشناییمان را نداشت. فقط تو رفتی و من سعی

کردم سنگدل باشم !

 

یک بار خواب دیدن تو... به تمام عمر می‌ارزد پس نگو... نگو که رویای دور از

دسترس، خوش نیست... قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است،

ولی دل دریایست... تاب و توانش بیش از اینهاست. دوستت دارم و تاوان آن

 هرچه باشد، باشد... . 


 
 
 
نویسنده : nela - ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٦
 

 

آخرین قصه !

بیا ای بی وفای من

و امشب را فقط امشب

برای خاطر آن لحظه های درد

کنار بستر تاریک من ، شب زنده داری کن

که من امشب برای حرمت عشقی

که ویران شد

برایت قصه ها دارم

تو امشب آخرین اشکم بروی گونه می بینی

و امشب آخرین اندوه من مهمان توست

بیا نامهربان

و امشب را کنار بستر تاریک من شب زنده داری کن

چه شبهایی که من تا صبح برایت گریه می کردم

و اندوهم همیشه میهمان گوشه و سقف اتاقم بود

قلم بر روی کاغذ لغزشی دشوار می پیمود

که من در وصف چشمانت

کلامی سهل بنویسم

درون شعر های من

همیشه نام و یادت بود

درون قصه های من

همیشه قهرمان بودی

ولی امشب کنار عکس های پاره ات آخر

تمام شعرهایم را به آتش می سپارم من

درون قصه هایم ، قهرمانهارا

به خون خواهم کشید آخر

و دیگر شعرهایم بوی خون دارد

ببخش ای خاکی خسته

اگر امشب به میل من

کنارم تا سحر بیدار ماندی

برای آخرین شب هم ز چشمت عذر می خواهم

که امشب میزبان

رنج من گشتی

«خداحافظ»

برای آخرین لحظه «خداحافظ ....!؟»

salam khobin vay ek cheghadr emtahan khastam kard rasti mamnon ke nazar dade boodin az hamegi mamnoon hala inam akharin ghese ast bekhonin ghashangeماچ


 
 
 
نویسنده : nela - ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۳
 

salam all mamnon az nazaraton rastesh 1ki az samimi tarin doooooooostam sara azam khaste ke talle bini bezaram ama man neidonam chetoriخجالتdidin ke toi jahaie ke mirim talle bini bekhonim aval joda mahha ro neveshte bad maheto entekhab mikoni baz mishe va..ama akhe man balad nistam badam ehtemalan aslan toi weblog nmishe age kasi midone bem bege.ماچmiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiisiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii